تبليغاتX
همکنون...




















تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 

 

- سرم درد میکنه
- چرا ؟
- خسته شدم
- از چی؟
- نمیدونم
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم!
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
- نمیدونم !
- چی رو نمیدونی ؟
.
.
.

ه
م
ک
ن
و
ن
.
.
.

 پ.ن . این دویستمین پستی که در همکنون... حداقل بعد از ثبت مجددش ثبت میکنم . من عدد بازم! خوشم میاد از عدد ها .
این پست رو به یاد کسی مینویسم که فقط خودش میدونه کیه!!!!!!

+ ฯั  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ำวฺส 16:53  ศแใ  همکنون...   | 

 

اولین باره دارم یه پست رو خط میزنم (پست قبلی رو میگم )

فقط چون میخوام ثابت کنم که حرفت چقدر برام مهمه ...

من همه چی میشم !

همه چی !

چی؟

ها ها ها ! همه چی!!!

ح.ع.همکنون...

+ ฯั  دوشنبه هشتم تیر 1388ำวฺส 13:47  ศแใ  همکنون...   | 

 

 

چرا آدم گاهی باید از سیر طبیعی فکر خودش خارج بشه؟ چرا باید فکر بکنه که چیزی جز اون چیزیه که هست ؟
شاید یادتون باشه چند ماه پیش یه پست گذاشتم اینجا  با عنوان بلاگر . ولی حذفش کردم یعنی ثبت موقتش کردم تا کسی نخوونتش. حالا میخوام بگم که تموم اون چیزی که توی اون پست نوشته بودم حقیقتی بود که اصرار دوستان باعث شد اشتباهی فکر کنم که واقعا من چیزی فراتر از یک بلاگر هم میتونم وجود داشته باشم !
نه وقتی یه دنیایی مثل همکنون... داشته باشی و یه وبلاگ که یکی از ارکان وجودت باشه . وقتی که فکر کنی که باید فقط عزیز ترین کست رو تو این دنیا به همکنون... راه بدی. باید باورت بشه که هیچ کس همکنون... رو باور نمیکنه !
و این تنهایی غریبیه که فقط یه بلاگر میتوونه درکش کنه . بلاگر آدمیه که خودش رو پشت چند تا صفحه الکترونیکی قایم میکنه تا بتوونه حرفی رو که هیچکس ازش نمیشنوه بزنه ! بلاگر آدم رونده ایه که باید یاد بگیره که دیده نشده . نبوده . نیست.
سهم یه بلاگر از دنیا خیلی کمتر ازونی که بلاگر بخواد فکر بکنه که میشه یه همسفر هم داشته باشه . بلاگر یه ئکله داره پر فکر پر ایده پر حرف اما "هیچکس" به ایده های یه بلاگر احترام نمیذاره .مجبوره که بیاد و توی دنیای مجازی بنویسه توی دنیایی که در واقع وجود نداره ، نیست.

سرنوشت یه بلاگر تنهایی ،سکوت ، فراموشیه . چون هیچکس باورش نکرده...

بلاگر.

 

الان میتونید بلاگر رو دو باره بخوونید .

+ ฯั  یکشنبه هفتم تیر 1388ำวฺส 14:46  ศแใ  همکنون...   | 


پياده

 

دنیا مثل بازی شطرنج می مونه ، پیاده ها از بازی خارج میشن تا وزیر ها به بازی بیان !

ه
م
ک
ن
و
ن
.
.
.

+ ฯั  شنبه ششم تیر 1388ำวฺส 12:27  ศแใ  همکنون...   | 

 

PC رو روشن میکنی . Windows Xp بالا میاد Nod32 بهت اطمینان میده که هیچ ویروسی جز خودت وارد نشده . حسرت ADSL نداشته ات رو میخوری و باز هم Dial up  میشی . صدای شماره گیری Modem رو میشنوی.Internet Explorer رو باز میکنی Google  رو می بینی .تو نوار Address  مینویسی Blogfa و بعد با عصبانیت Ctrl + Enter رو فشار میدی . نام کاربری (!) و کلمه عبورت روی سیستم Save شدن Enter رو محکم فشار میدی . میری سراغ پست مطلب جدید : مینویسی :

 

 PC رو روشن میکنی . Windows Xp بالا میاد Nod32 بهت اطمینان میده کهخ هیچ ویروسی جز خودت وارد نشده . حسرت ADSL نداشته ات رو میخوری و باز هم Dial up  میشی . صدای شماره گیری Modem رو...

 ثبت مطلب میکنی . صبر میکنی تا صفحات بازسازی بشن . بعد پنجره رو Close میکنی . Start رو باز میکنی  Turn off computer رو انتخاب میکنی و صفحه Desktop سیاه و سفید میشه . دکمه قرمز Turn off رو فشار میدی . آیکون ها محو میشن . به تصویر زمینه که عکس خانوادگیتونه نگاه میکنی-دوباره رنگی شده-  و چند لحظه بعد صفحه سیاه مانیتور جلوت باقی میمونه با تصویر خودت که توی شیشه اش می بینی ...

ه
م
ک
ن
و
ن
.
.
.

 

  

+ ฯั  پنجشنبه چهارم تیر 1388ำวฺส 11:45  ศแใ  همکنون...   | 

 

 

 

از این به بعد تمرین کنید تا مارکر سبز ،مارک سبز و قلم سبز نداشته باشید وگرنه خط میخورید.

اندیشه سبز نداشته باشید وگرنه با مارکر قرمز مواجه میشوید !

از این به بعد باید یاد بگیرید که فقط سیاه بنویسید و سیاه بیاندیشید

سیاه

ه
م
ک
ن
و
ن
.
.
.

+ ฯั  دوشنبه یکم تیر 1388ำวฺส 12:26  ศแใ  همکنون...   | 


 

 

کلمات
گره اند ،گرهی پشت گره ، پشت گره ، زنارند... 
                                                               >نصرت رحمانی<

 

knot 

شرایط مانند یک گره شده ! یه کسایی بد جوری گره خوردن یه چیزایی هم گره خوردن و یه چیزایی به یه چیزای دیگه ای گره خوردن .
آینده به "همکنون..." گره خورده و "همکنون..." هم به گذشته گره خورده!

گذشته داره با طناب پر از گره این روز ها از چاه فراموشی بالا میاد ! - عجب استعاری نوشتم من !!! یا سعدی افتادم خودم!-

منم انگار دارم به یه چیزایی و شاید یه کسی گره میخورم...

ه
م
ک
ن
و
ن
.
.
.

 

 

 

 

+ ฯั  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ำวฺส 11:19  ศแใ  همکنون...   | 

 

 

توي بعضي از بازي هاي كامپيوتري وقتي داري مثلا از ارتفاع سقوط ميكني . يا بهر دليلي ميميري .ميتوني سريع دكمه R  رو بزني . يعني Repeat  يعني تكرار يعني دوباره !

كاش ميشد توي زندگي هم گاهي اينكار رو كرد خيلي خوب ميشد...

ه
م
ك
ن
و
ن
.
.
.

 

+ ฯั  شنبه سی ام خرداد 1388ำวฺส 8:31  ศแใ  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





مینیمال
كنايه
تاریخ
سوال
ادبیات با طعم همکنون
فقط جمله
آموزشگاه رانندگي همكنون
رصدخانه همکنون...
عکس نوشت
دنیا از دید همکنون...
تفاوت ، با طعم همکنون...
دلتنگی های همکنون...




مرتضی
نهفت
نگين
دخترك اوريجينال
هني
كلبه متروك
يه دوست
ماندانا
نفيس
مجتبي
ارميتا
آنا
نرگس
جودی آبوت
دروغگوی خوش حافظه
دروغگو
برچسب
ليلا وزيني
استاكر
آشفته
قاب من
نیروانا
فریدون
پرواز در سن
anonymous
الناز
آیات زمینی
سارا
كلاس
enzo
امرتات
فروغ
من
عسل
مونا
شیطون بلا!
سیزیف
پسر شاهزاده
بیگانه
بیکار السلطنه





یخ
زندگی
قاتل
مترو
جیغ!!!
جوجه تیغی ها
آدمان مرده اند
قطره
صدا
خطها
ยัิیๆ یๆไฯๅวی ัๆาวไๅ

           THEME